العلامة المجلسي

423

حياة القلوب ( فارسي )

رستگارانند » « 1 » ، وتو را خبر مىدهم از عاقبت بخل ، بدرستى كه قوم لوط أهل شهري بودند بخيلان بر طعام خود ، پس بخل ايشان را به دردى مبتلاء كرد كه دوا نداشت در فرجهاى ايشان ، پس فرمود كه : شهر قوم لوط بر سر راه قافله‌ها بود كه به شام ومصر مىرفتند ، وأهل قوافل نزد ايشان فرود مىآمدند وايشان ضيافت مىكردند ، چون بسيار شد اين ضيافت ايشان به تنگ آمدند از روى بخل وزبونى نفس ، پس بخل باعث شد ايشان را كه چون مهمانى بر ايشان وارد مىشد فضيحت بر سر أو مىآوردند وبا أو لواط مىكردند بىآنكه شهوتي وخواهشى به اين عمل قبيح داشته باشند ، وغرض ايشان نبود مگر آنكه قوافل به شهر ايشان فرود نيايند وايشان را نبايد ضيافت كرد ، پس اين عمل شنيع از ايشان در شهرها شهرت كرد وقوافل از ايشان حذر كردند ، پس بخل بلائي بر ايشان مسلط كرد كه از خود دفع نمىتوانستند كرد تا آنكه به مرتبه‌اى رسيد خواهش ايشان به اين عمل قبيح كه طلب مىكردند از مردان در شهرها ومزد مىدادند بر آن ، پس كدام درد از بخل بدتر است وضرر عاقبتش بدتر ورسواتر وقبيح‌تر است نزد خدا از بخيل بودن . راوي پرسيد : آيا أهل شهر لوط همه اين كار مىكردند ؟ فرمود : بلى ، مگر أهل يك خانه از مسلمانان ، مگر نشنيده‌اى فرمودهء خدا را كه : « پس بيرون كرديم هر كه بود در آن شهر از مؤمنان پس نيافتيم غير يك خانه از مسلمانان » « 2 » . پس آن حضرت فرمود كه : حضرت لوط در ميان قوم خود سى سال ماند كه ايشان را بسوى خدا مىخواند وحذر مىفرمود ايشان را از عذاب الهى ، وايشان قومي بودند كه خود را از غايط پاكيزه نمىكردند وغسل جنابت نمىكردند . ولوط پسر خالهء حضرت إبراهيم بود وساره زن إبراهيم عليه السّلام خواهر لوط بود ، وحضرت لوط وإبراهيم عليهما السّلام دو پيغمبر مرسل بودند كه مردم را از عذاب خدا

--> ( 1 ) . سورهء حشر : 9 ؛ سورهء تغابن : 16 . ( 2 ) . سورهء ذاريات : 35 و 36 .